خرید بک لینک

گوهر

روزی در گذرگاهی کنار گودل آبی مردی را دید : فریاد می کرد که گوهر بیا ! زنی سر از سرای بیرون کرد , پیر و سیاه و آبله زده و و دندان ها بزرگ و به صفات ذمیمه موصوف ؛ شیخ و جمع را نظر بر آن زن افتاد.شیخ گفت: چنان دریا راگوهر به از این نباشد.

برچسب: گوهر شب چراغ,گوهر,گوهر خیراندیش,گوهرشاد,گوهر ادب آواز,گوهر دشتی,گوهربين,گوهر عشقی,گوهران,گوهر مراد, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 22:30

طعام های لذیذ روزی شیخ به راهی می گذشت.کُناسان مبرز پاک می کردند و آن نجاست از خیک بیرون می آوردند . صوفیان چون آن جا رسیدند , خویشتن فراهم گرفتند و گریختند . شیخ ایشان را بخواند و گفت: این نجاست به زبان حال با ما سخنی می گوید.می گوید: ما آن طعام های خوش بوی با لذتیم که شما زر و سیم بر ما می افشاندید و جان ها از بهر ما نثار می کردید و هر سختی و مشقت که از آن حکایت نتوان کرد در راه بدست آوردن ما تحمل می کردید.به یک شب که با شما صحبت داشتیم به رنگ شما شدیم.از ما به چه سبب می گریزید؟ ما را از شما باید گریخت.چون شیخ این سخن تقریر کرد فریاد از جمع بر آمد و بگریستند و حا

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 2:56

صوفی گری

وقتی از عراق جامه( دلقی )برای شیخ آوردند, صوفیانه پوشید.گربه ای که پیوسته دور و بر او می گشت بر آن مرقع شاشید.شیخ گفت: ما برآن بودیم که خود را به جامه صوفیان بیرون آریم و ساعتی صوفی باشیم, این گربه بر صوفی ما شاشید.

برچسب: صوفی گری,صوفی گری چیست,صوفی گری ویکی پدیا,صوفی گری pdf,صوفی گری در پاکستان,صوفی گری یعنی چی,صوفی گری در ایران,صوفی گری احمد کسروی,صوفی گری در,صوفی گری و تصوف, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 2:30

شیطان و دلالان

شیطان راپرسیدندکدام طایفه رادوست داری؟گفت:دلالان را.گفتند:چرا؟گفت:ازبهرآنکه من به سخن دروغ از ایشان خرسند بودم وایشان سوگنددروغ نیزبدان افزودند.

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 3:30

زنبور و مور شیخ(ابو سعید) گفت : وقتی زنبوری به موری رسید او را دید دانه ای گندم به خانه می برد.مردمان پای بر او می نهادند و او را خسته می گردانیدند.زنبورآن موررا گفت که این چه سختی و مشقت است که تو برای دانه ای بر خویشتن نهاده ای ؟ به یک دانه محقر چندین مذلت می کشی؟ بیا تا ببینی که من چگونه آسان می خورم , بی این مشقت نصیب می گیرم.پس مور را به دکان قصابی برد.گوشت آویخته بود.زنبور در آمد از هوا و برگوشت نشست و سیر بخورد و پاره ای فراهم آورد تا ببرد. قصاب فراز آمد و کاردی بر میان وی زد و او را به دو نیم کرد و بینداخت. زنبور بر زمین افتاد . آن مور فراز آمد و پایش بگرفت

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 9:40

رساله دلگشا (عبید زاکانی) لولیی با پسر خود ماجرا می کرد که توهیچ کاری نمی کنی وعمردر بطالت بسر می بری.چند باتوگویم که معلق زدن بیاموز وسگ از چنبر جهانیدن و رسن بازی تعلم کن تا از عمر خود برخوردارشوی.اگر از من نشنوی, به خدا تو را در مدرسه اندازم تا علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تازنده باشی در مذلت و فلاکت وادبار بمانی ویک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.

برچسب: رساله دلگشا عبید زاکانی,رساله دلگشا عبید زاکانی دانلود,رساله دلگشا عبید زاکانی pdf,متن رساله دلگشا عبید زاکانی,رساله دلگشای عبید زاکانی,کتاب رساله دلگشا عبید زاکانی,رساله ی دلگشا عبید زاکانی,رساله دلگشا از عبید زاکانی,دانلود کتاب رساله دلگشا عبید زاکانی,دانلود رساله دلگشای عبید زاکانی, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 6:19

گلها به خداوند سلام می کنند و خداوند به گلها لبخند می زند. پس در عزت و ناز دنیا بریکدیگر پیشی نگیرید و فریب زینت ها و نعمت ها را نخورید و مغرور نشوید و از رنج و سختی آن ننالید و نا شکیبا نباشید , زیرا عزت و افتخارات دنیا پایان می پذیرد, و زینت و نعمت هایش نابود می گردد و رنج و سختی آن تمام می شود و هر مدت و مهلتی در آن به پایان می رسد وهر موجود زنده ای به سوی مرگ می رود.آیا نشانه هایی از زندگی گذشتگان که بر جای مانده , شما را از دنیا پرستی باز نمی دارد ؟ و اگر خردمندید آیا در زندگانی پدرانتان آگاهی و عبرت آموزی نیست ؟ مگر نمی بینید که گذشتگان شما باز نمی گردند ؟

برچسب: روش برخورد با دنیا,روش برخورد با دنیا در نهج البلاغه,روش برخورد با دنیا در قرآن,روش برخورد با دنیا از دیدگاه امام علی,روش برخورد با دنیا خطبه 63,روش برخورد با دنیا از منظر امام علی,حدیث در مورد روش برخورد با دنیا,تحقیق در مورد روش برخورد با دنیا,روش های برخورد با دنیا,روش قرآنی برخورد با دنیا, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 6:19

دنیا و قبرستان ناصر خسرو به راهی می گذشت مست و لا یعقل نه چون می خوارگان دید قبرستان و مُبرز روبرو بانگ بر زد گفت ای نظارگان نعمت دنیا و نعمت خواره بین اینش نعمت, اینش نعمت خوارگان ناصرخسرو از راهی می گذشت.مستراح و قبرستان را با هم دید.گفت : این است دنیا و این است دنیا خواری.

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 0:59

دعوی پیغامبری

شخصی از مولانا عضدالدین پرسیدکه چون است که درزمان خلفا,مردم دعوی خدایی وپیغمبری بسیارمی کردند واکنون نمی کنند ؟گفت:مردم این روزگار را چندان ظلم وگرسنگی افتاده است که نه ازخدایشان به یاد می آید و نه از پیغامبر.

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 15:31

دام صیاد

صوفی ای راگفتند:جبه ات را بفروش.جواب داد:اگر صیاد دام خود را بفروشد با چه چییز صید تواند کرد؟

برچسب: دام صیاد,دام صیاد سه حرفی,دام صیاد جدول,دام صیاد افتخاری,دام صیاد چیست,دام صیاد مختاباد,دانلود دام صیاد احمد ابراهیمی,احمد ابراهیمی دام صیاد,معنی دام صیاد,در دام صیاد, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 4:15

در سبب زوال آل ساسان بزرگمهر را پرسیدندکه سبب چه بود که پادشاهی آل ساسان ویران گشت و تو تدبیرگر او بودی,و امروز به رای و تدبیر و خرد و دانش تو در جهان نظیری نیست.گفت,سبب دو چیز بود:یکی آنکه آل ساسان کارهای بزرگ به کارداران خرد و نادان گما شته بودند,و دیگر اهل دانش و خردمندان را خریداری نکردند. ((قابوسنامه,فصل 43 ,عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر))

برچسب: در سبب زوال آل ساسان, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 4:15

خاکستر روزی در کویی از نیشابور زنی خاکستر از بام فرو ریخت و جامه شیخ را آلوده کرد.مریدان وی برآشفتند و خواستن صاحبخانه را بازخواست کنند.شیخ گفت: آرام گیرید !کسی که مستوجب آتش بود با او به خاکستر قناعت کنند , بسیار شکر واجب آید. همی گفت ژولیده دستار و موی کف دست شکرانه مالان به روی که ای نفس من در خور آتشم به خاکستری روی در هم کشم ؟

برچسب: خاکستری,خاکستر,خاکستری ابی,خاکستر عشق,خاکستر سبز,خاکستر بادی,خاکستری فیلم,خاکستری به انگلیسی,خاکستری ها,خاکستری متال, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: شنبه 20 شهريور 1395 ساعت: 8:48

پدر مهرت همیشه در دل ماست روز پدر بود.گلدان گل رُزی با چند غنچه و گل شکفته خریدم و برای تبریک به خانه پدر رفتیم.پس از احوالپرسی و تبریک, گل را کاشتم و پدر به عادت همیشه خود که عاشق گل و گیاه بود و نهال, مشغول آبیاری آنها شد.صدای اذان ظهر بلند شد و هر دو وضو گرفتیم, به نماز ایستادیم.او زیر سایه درختان خود و من چند قدم عقب تر درون اتاق.نمازم که تمام شد پدر را هنوز در سجده یافتم در حالی که پشت او کمی آفتاب افتاده بود.به نرمی گفتم:بابا یک خورده زودتر که پشت شما آفتاب افتاده.نگاه من بود و سکوت سنگین لحظه های دعای پدر.به گرمی دست بر پشت پدر گذاشتم و دوباره گفتم : باب

برچسب: پدر مهرت همیشه توی دلهاست, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

به نام خدا هر روز می توانید مطلب کوتاه جدیدی را مطالعه کنید. از امروز , هر دم از این باغ بری می رسد. (عزیزان, نظرات شما, محترم و حقیر را به تدوام نوشتن وامی دارد, پس لطف بفرمایید.سپاسگزارم)

برچسب: باغ مهربانی,باغ مهربانی من,کتاب باغ مهربانی ها,مهربانی باغ سبزی است,مهربانی باغ سبزیست, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

آسیاب یک روز شیخ(ابوسعیدابوالخیر)با جمعی صوفیان به در آسیابی رسیدند.اسب باز داشت و ساعتی توقف کرد.پس گفت:می دانید که این آسیاب چه می گوید؟می گوید:که تصوف این است که من دارم : درشت می ستانم و نرم باز می دهم و گِرد خود طواف می کنم , سفر خود در خود می کنم تا آنچه نباید از خود دور می کنم. بنده آنی که در بند آنی. زندانِ مَرد , بودِ مَرد است. بنده به یک قدم به خدای رسد. در اسرارالتوحید نوشته محمد ابن منور

برچسب: آسیاب,آسیاب خرابه,آسیاب برقی,آسیاب قهوه,آسیاب آبی,آسیاب به انگلیسی,آسیاب قهوه دستی,آسیاب برقی به انگلیسی,آسیاب بادی,آسیاب صنعتی, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

رنگ عشق ما همیشه درباره عشق به خداوند سخنان بسیاری می شنویم اما عیسی(ع)درباره عشق به انسان به ما می گوید.ما به دنبال صلح و آرامش در آسمان ها هستیم ؛ مسیح صلح را در زمین جستجو می کند. عشق از نه جزء تشکیل شده است : صبر و متانت , مهر و محبت , سخاوتمندی , تواضع , ظرافت , تسلیم , تحمل پذیری , معصومیت , صداقت و خلوص. نیچه:زندگی ارزش آن را ندارد تا درباره هر چیزی جر و بحث کرد.هر از گاهی اشتباه کردن جزيی از شرایط انسانی می باشد.درختی که پربار است شاخه هایش خم شده وبه زمین رسیده اند.هر کس متواضع تر باشد عالم وخردمند حقیقی است.هنگامی که درختی میوه ندارد,شاخه هایش مغرور و م

برچسب: رنگ عشق,رنگ عشق چیست,رنگ عشق شعر,رنگ عشق شهره,رنگ عشق از رامیار,رنگ عشق رامیار,عشق رنگ تردید ندارد,عشقمون رنگ ترحم نگیره,مشکی رنگ عشقه,مشکی رنگ عشقه رضا صادقی, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

ارنست میلر همینگوی ... من بسیار آرام شروع کردم و آقای تور گنیف را از میدان بِدرکردم.سپس سخت به تمرین پردا ختم و آقای موپاسان را نقش زمین کردم .با آقای استاندال دو بار مساوی کردم و تصور می کنم بار دوم امتیاز هم کسب کردم.اما چیزی را که می دانم آن است که هیچ کس نمی تواند مرا وا دارد تا با تو لستو ی به رینگ مشت زنی بروم مگر این که دیوانه شده باشم تا با تلاش های خود بر او برتری پیدا کرده باشم. وقتی دارم رمان یا داستان کوتاهی می نویسم هرروز صبح با طلوع آفتاب کار را شروع می کنم.کسی مزاحم من نیست.هوا سرد یا خنک است وکار راکه شروع می کنم گرم می شوم,آن وقت آنچه را نوشته

برچسب: ارنست میلر همینگوی,آثار ارنست میلر همینگوی, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

بهای آدمی ابوسعیدابوالخیرمیهنی(اهل تصوف و صوفی). شیخ را گفتند که فلان کس بر روی آب می رود, گفت: سهل است, صعوه ای نیز بر روی آب برود.گفتند که فلان کس در هوا می پرد,گفت : زعنی و مگسی نیز در هوا بپرد.گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری برود, شیخ گفت: شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می شود.این چیز ها را بس قیمت نیست, مرد آن بود که در میان خلق نشیند و خیزد و بخسبد و با خلق دادو ستد کند و با خلق در آمیزد و یک لحظه از خدا غافل نباشد.

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

پر کاه

وقتی در مسجد کاهی بر ریش او افتاده بود , درویشی دست دراز کرد و آن کاه بر گرفت و در مسجد بینداخت.شیخ رو به وی کرد و گفت : تو این کاه را بر محاسن ما روا نداشتی؛چون روا داشتی که در خانه خدای بینداختی ؟

برچسب: پر کاه,پر کاهم در مسیر تند باد,پر کاهی گاهی,کتاب پر کاه,کاهش پرخوابی,دانلود کتاب پر کاه,رمان پر کاه,دانلود رمان پر کاه, نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

حکایت سیاح زنی بر سبیل ظرافت سیاحی را گفت که این همه گِرد عالم گشتی و به هر مرز و بوم گشتی چه فایده حاصل کردی و چه تجربه به دست آوردی ؟گفت : آن جزم کردم که هرگز با زنان اُنس نگیرم تا بمیرم.به سبب آن که در ولایت ختا روزی به کارخانه نقاشی درآمدم و بر دیوار خانه او سه صورت کشیده دیدم که به غایت خوب و استادانه بود که هرگز به آن خوبی نقشی ندیده بودم.اول صورت مردی بود که سر در پیش افکنده بود و به فکر دور و دراز فرو رفته بود.دوم صورت مردی که به یک دست ریش خود می کند و به باد می داد و به دست دیگر سنگی داشت که بر سینه می زد.سوم صورت مردی بود که رقص می کرد و به نشاط اظهار خ

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

Every thing is not gold هر آن چه می درخشد طلا نیست. شکوه دنیا همچون حبابی بر روی آب است, که هر زمان برپهنای خود می افزاید و در منتهای بزرگی؛ هیچ می شود. شکسپیر(Shakespear)

برچسب: نویسنده: آریا احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:05

صفحه بندی